تبليغاتX
پر پرواز

پر پرواز
مبناي پرواز انسان، عشق معنوي است عشقي حقيقي به معبودي بي همتا بدانسان كه در او غرق شويم

امشب یکی از سخت ترین شبهای عمرم بود

بارها نوشتم و پاک کردم

خاک پایت طوطیای چشمم باد

مینویسم برای عهدی که شکستم

مینویسم برای دلی که شکستم

مینویسم برای قدری که ندانستم

مینویسم برای توقعات نابجای که داشتم

مینویسم برای تو و بخاطر تو

مینویسم تا یادم باشد که در اوج سختی و در بدترین شرایط فقط تو بودی که ازم همایت کردی

مینویسم که یادم باشد با خنده ام خندیدی و با گریه ام اشک ریختی

مینویسم به یاد شبها که با وجود بیماری تا صبح بالای سرم بیدار ماندی

مینویسم که یادم باشد که حتی اگر تمام دنیا هم ازم روی برگردانند باز تو مثل کوه پشت سرم باقی میمانی و یاریم مینمایی

مینویسم به پاس سالهای که هم پدر بودی و هم مادر

آهههههههههههههههههههههه از بی کسی و تنهای

آه از روگردانی و پریشانی

آه از دردسرسازی و پررویی

آه از بی یاری و سرباری

آهههههههههههههه ازززززززززززززززززززززززززززز

ای مادر عزیز که جانم فدای تو

باوجودی که فرزند خلفی نبودم اما تو مادر خلفی بودی

عزیز مهربانم امشب شب اول قبر من است

شبی که تو بخاطر من زجر میکشی و با وجود درد فراوان حتی دراز نمیکشی که من شرمنده باشم

ای فدای پاهای ورم کرده و دستان کبود شده ات

ای قربان چشمان اشکبار و درد فرو خورده ات

ای کاش زمین دهان باز میکرد و من ناخلف را میبلعید

ای کاش میتوانستم دردت را به دوش بکشم

ای کاش امروز که احتیاج به کمک یک مرد داشتم پدر بود

امشب به پدر گله میکنم و از نبودش میگویم

از این روزها که نیاز به یاری یک مرد داشتم اما او نبود

اما خبر خوشی بهشون خواهم داد آن هم اینکه گر چه فرزند خوبی ندارد اما همسر شایسته ای دارد

همسری که گرچه در جسم یک زن است اما آزاد مردیست که نمونه ندارد

همسر دردمندی که غیور است و غیرتمند است

همسری که به من آموخت میتوان مرد بود گرچه زن باشی و میتوان زن بود گرچه مرد باشی

امروز به پدر خواهم گفت که در روزگاری که نیاز به همایت یک مرد داشتم همسر شیردلش یاریم کرد گرچه از شدت درد نتوانست خودش را کنترل کند و از بالای پله ها پرت شد

کاش دنیا به آخر رسیده بود اما مادرم اینطور نمیشد

چه گفتم مادرم من کجا و مادری چون تو کجا

آهههههههههههههههههه از ............................

ای مادر عزیز

هرگز نشد محبت یاران و دوستان هم پایه محبت و مهر و وفای تو

امشب شب تلخی است

امشب تا سحر به خواب نخواهم رفت و اینقدر گریه و ناله خواهم کرد تا خدا شما را از دستم راحت کند

مادر عزیزم شرمنده ام کاش این بلا به سر من آمده بود

آههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه واویلتاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

 دیگه نمینویسم

دیگه از شدت شرمندگی بار و بنه ام را جمع خواهم کرد و خواهم رفت

دیگه از امشب که بخاطر من بی ارزش درد میکشی خاک بر سرم باد

دیگه نخواهم نوشت مگر اینکه تو خوب بشوی

آههههههههههههههههههههههههههههه

خدایاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا تا کییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

دیگرنوشت :

مهرجاودان زندگیم ،ازلحظه پروازتو،چشمان من همچنان به آسمان ، به دنبال توست... این روز و این لحظه سرآغاز غربت و تنهایی من است...

شاعر دنیا اگه من بودم

اغاز شعرم با کلام پدرم بود

تشنه تو صحرا من اگه بودم

آب حیاتم تو دست پدرم بود

وای اگه گندم پوست تنم بود

اون که با دستاش منو می کاشت پدرم بود

ریشه ام رو تو خاک می ذاشت پدرم بود

پدر جونه پدر روحه پدر دین و ایمونه

پدر خسته پدر بیزار

از این دنیای دیوونه

از این دنیای دیوونه

از این دنیای دیوونه

پدر نوره پدر امید پدر عشقه که می مونه

پدر خندون ولی گریون

از این دنیای دیوونه

از این دنیای دیوونه

از این دنیای دیوونه

 

[ دوشنبه دهم بهمن 1390 ] [ 23:6 ] [ کبوتر امام رضا(ع) ] [ ]
درباره وبلاگ

خوشا بحال آن سبک بالان که عاشقانه پر پرواز گشودند و به سوی معبود خویش رفتند.
خدا کند ما هم لایق شویم
خوشا به حال آن سبک بالان که مانند مولای غریبشان و با مولایشان پرواز کردند
و به سوی معشوق خویش پر گشودند
مولا جان پر پرواز ما هم ...

خدایا به هر چه دل بستم تو دلم را شکستی ,هر كجا خواستم دل دردمندم را آرامش دهم تو او را از من گرفتي و در ميان طوفانهاي وحشت زاي حوادث رهايم كردي تا به هيچ چيز و هيچ كس جز تو دل نبندم.
الهي اي يگانه بي همتا و اي پناه بي پناهان در اوج نا اميدي به فريادم رسيدي و دستم را گرفتي و نجاتم دادي.
خدايا ناجيت مرا با تو آشنا نمود و اين بهترين هديه اي بود كه تا به حال گرفته ام
خدايا به حق ساقي كوثر وجودش را از آفات و بلايا و دينش را از وسوسه هاي شياطين مصون بفرما
الهي........
امکانات وب